|
ساقی غم فردای حریفان چه خوری پیش آر پیاله را که شب می گذرد
وقتی به مقبره ی بزرگان می نگرم، هرگونه
احساس رشک در من می میرد. وقتی که اندوه پدران و مادران را بر مزار
فرزندانشان می بینم ، دلم از شفقت آب می شود . وقتی به مقبره ی پدران و
مادران می نگرم ،بیهودگی اندوه بر رفتگانی را می بینم که چندی دیگر خودمان
نیز باید از پی آنان برویم.وقتی پادشاهان را در کنار آنان که معزول شان
کردند، خفته می بینیم یا رهبرانی که با ستیزه ها وجدال هایشان جهان را
دچار تفرقه نموده اند،با اندوه و حیرت به رقابت ها ،نفاق ها و مشاجره های
حقیر آدمی پی می برم.وقتی به تاریخ مقابر می نگرم ، چه آنان که دیروز مرده
اند و چه آنانی که صدها سال پیش، به روز عظیمی می اندیشم که همه ی ما
معاصرانی خواهیم بود که به پا خواهیم خواست. ((ژوزف ادیسون))
چارلي چاپلين به دخترش: هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان مکن.
ما در این کلبه خوشیم ،تو در آن اوج که هستی خوش باش ما به یاد تو خوشیم ، تو به یاد هر که هستی خوش باش
تو بهاری نه بهاران از توست
عمر مارا مهلت امروز و
فردای تو نیست من که یک امروز مهمان
توام فردا چرا؟ نازنینا ما به ناز تو
جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان
ناز کن با ما چرا؟ وه که با این عمر های
کوته بی اعتبار این همه غافل شدن از
چون منی شیدا چرا؟ آسمان چون جمع مشتاقان
پریشان می کند در شگفتم من، نمی پاشد زِ هم دنیا چرا؟
امروز را برای بیان عشق به عزیزانت غنیمت بشمار. شاید فردا احساسی باشد اما ...عزیزی نباشد
"عشق يعني وقتي دور هستيد دلتنگ شويد اما از درون احساس گرما کنيد چون در قلبتان به هم نزديکيد."
من ندیدم عاقبت در آسمان شهر رویاها،
روي علف ها چكيده ام
|
About![]()
چترها را بايد بست. Archivesمرداد 1388اردیبهشت 1388 فروردین 1388 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 Links
شبح آینه پوش
دانشکده علوم اقتصادی |